تاریخ انتشار: جمعه 1397/09/16 - 13:14
کد خبر: 293312

عدالت‌خواهی ۶دهه بعد از ۱۶آذر ۳۲ در گفتگو با عماد بهاور و مهدی بلوکات؛

بهاور: نمی‌توان عدالت‌خواه بود اما دموکراسی‌خواه نبود/ بلوکات: غلبه قرائت عدالت با جنبش دانشجویی مسلمان است

بهاور: نمی‌توان عدالت‌خواه بود اما دموکراسی‌خواه نبود/ بلوکات: غلبه قرائت عدالت با جنبش دانشجویی مسلمان است

فهم عدالت بدون فهم آزادی دشوار است. هر دو مفهوم عدالت و آزادی، به مسئله «توزیع» اشاره دارند: توزیع برابر و منصفانه. توزیع برابر و منصفانه ثروت یا بهتر بگوییم، فرصت‌های برابر برای کسب ثروت، همان عدالت است. از طرفی هم توزیع برابر و منصفانه قدرت یا بهتر بگوییم، فرصت‌های برابر برای کسب قدرت، همان آزادی است.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ بیش از شش دهه از اقدام جمعی از دانشجویان در اعتراض به حضور نیکسون (معاون رئیس‌جمهور وقت آمریکا) می‌گذرد، اقدامی که منجر به شهادت سه تن از دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران شد. همین مسئله بهانه‌ای برای گرامی داشت 16 آذر هرسال شده و برنامه‌ها و میزگردهایی دانشجویی با توجه به موضوعات روز سیاسی و اجتماعی برگزار می‌شود؛ اما امسال بدنه دانشجویی 16 آذر متفاوتی را پشت سر می‌گذارند، بدنه اجتماعی درگیر مسائل تازه‌ای ذیل مبانی عدالت‌خواهی شده است، موضوعی که پای دانشجویان را فراتر از دانشگاه گذاشته است و حضور در خرابه‌های ده ونک و همراهی کارگران هفت‌تپه از مصادیق بارز می‌تواند باشد. البته مدت‌ها است که تعاریف متفاوتی در حوزه عدالت‌خواهی در بین جریانات مختلف دانشجویی دست‌به‌دست می‌شود که حواشی خود را نیز ایجاد کرده است. به همین خاطر به سراغ دو تن از فعالان سابق دانشجویی رفتیم، عماد بهاور مسئول شاخه جوانان و عضو دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران و مهدی بلوکات دبیر تشکیلات سابق اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل در این میزگرد ما را همراهی کرده‌اند.

بهاور:فهم عدالت بدون فهم آزادی دشوار است

چندی است که طیف‌های مختلف سیاسی حول مسئله عدالت‌خواهی صحبت کرده و هرکدام عدالت‌خواهی را از دید خود تعریف می‌کنند. این موضوع بین فضای دانشجویی هم دغدغه شده است؛ تعریف شما از عدالت‌خواهی چیست؟
فهم عدالت بدون فهم آزادی دشوار است. هر دو مفهوم عدالت و آزادی، به مسئله «توزیع» اشاره دارند: توزیع برابر و منصفانه. توزیع برابر و منصفانه ثروت یا بهتر بگوییم، فرصت‌های برابر برای کسب ثروت، همان عدالت است. از طرفی هم توزیع برابر و منصفانه قدرت یا بهتر بگوییم، فرصت‌های برابر برای کسب قدرت، همان آزادی است. ریشه توزیع نابرابر، استبداد است. استبداد هم آزادی را از مردم می‌گیرد و هم عدالت را. استبداد منشأ استعمار هم هست. یک حکومت فردی وغیرمردمی برای بقای خود به جای اتکا به مردم به هر کشور خارجی باج می‌دهد؛ بنابراین، گام اول دموکراسی خواهی است تا شرایط توزیع برابر قدرت و آزادی فراهم آید. در چنین شرایطی، آزادی بیان و مطبوعات، مشارکت و نظارت شهروندان، موجب شفافیت شده و جلوی فساد و رانت را می‌گیرد. گردش آزاد اطلاعات و افزایش آگاهی عمومی امکان دستیابی به فرصت‌های کسب ثروت و درآمد را برای تمام شهروندان فراهم می‌کند

چالش عدالت‌خواهی ۶دهه بعد از ۱۶آذر ۳۲ در گفتگویی با عماد بهاور و مهدی بلوکات.

بلوکات: عدالت الزاماً برابر طلبی نیست

آقای بلوکات، 65 سال از 16 آذر سال 32 می‌گذرد اما هنوز بسیاری معتقدند که جنبش دانشجویی نتوانسته به مفهومی دقیق از عدالت‌خواهی برسد، نظر شما در این رابطه چیست؟
مفاهیم نظری مثل عدالت‌خواهی، آزادی‌خواهی و حتی رفاه و تعالی و پیشرفت و توسعه ریشه در جهان‌بینی و مبانی فکری و اعتقادی افراد و گروه‌ها و جریانات دارد و جنبش دانشجویی از بدو شکل‌گیری این‌گونه نبوده که طیف‌های مختلف آن نگاه یکسانی به مفاهیم و مبانی نظری داشته باشند، بلکه گروه‌های مختلف با توجه به جهان‌بینی خود تعریفشان از عدالت، آزادی و توسعه و پیشرفت، معنویت و ... با یکدیگر متفاوت بوده است. به‌طور مثال افرادی که دیدگاه‌های نزدیک به مارکسیسم را داشتند نگاهشان به موضوع عدالت نگاه برابری طلبانه بوده به این معنی که باید بهره‌مندی‌های مساوی از موضوعات مادی و عدالت را در بر می‌گیرند.

در مقابل افرادی که دیدگاه‌های نزدیک به لیبرالیسم را داشتند اساساً به عدالت اصالت نمی‌دادند و می‌گفتند باید آزادی اصالت داشته باشند و برقراری عدالت از نتایج تحقق آزادی است، در مقابل جنبش دانشجویی مسلمان که از همان بدو تأسیس دانشگاه ایجاد می‌شود دغدغه اصلی‌اش عدالت و آزادی، رفاه و توسعه و ... نبوده؛ بلکه همه آن‌ها را ذیل مکتب اسلام تعریف می‌کرد و این اختلاف‌نظرها هنوز نیز ادامه دارد و این ضعف جنبش دانشجویی هم نیست که به وحدت نظری درباره مفاهیم مختلف نرسیده‌اند بلکه طبیعت تنوع دیدگاه‌ها است که در دانشگاه از روز اول وجود داشته است.

با این حال نکته حائز اهمیت این است که تفوق و غلبه از بدو تأسیس نهاد دانشگاه در کشورمان تا امروز با کدام یک از این جریان‌ها بوده است؟ به‌عبارت‌دیگر مناقشه اصلی بر سر آن است که آیا آن جریانی که نگاهش به عدالت و سایر موضوعات برآمده از مکتب لیبرالیسم بوده و اساساً اصالت را به آزادی می‌دهد یا جریان دانشجویی مسلمان و یا هر جریان دیگری غلبه اصلی را در دانشگاه داشته است؟ که مجموع بررسی‌های بنده در این حوزه به این نتیجه رسیدم که حتی افرادی که جریان دانشجویی مسلمان را جریان مناسبی در دانشگاه‌ها نمی‌دانستند آن‌ها هم اذعان داشتند که غلبه در این زمینه با جنبش دانشجویی مسلمان بوده است البته درباره چرایی این مسئله نیازمند بحث دیگری هستیم و شاهد آن نیز ظهور و اثرگذاری انجمن‌های اسلامی و از همه مهم‌تر پیروزی انقلاب اسلامی و قرار گرفتن دانشگاه‌ها و جنبش دانشجویی در جریان پیروزی انقلاب از سال 42 به بعد و شکل‌گیری دانشجویان پیرو خط امام است. قرائت و برداشتی که جنبش دانشجویی مسلمان از عدالت دارد بیشتر می‌تواند محل بحث قرار بگیرد.

جنبش دانشجویی مسلمان به معنای انجمن‌های اسلامی اعم از دفتر تحکیم وحدت یا انجمن اسلامی مستقل و سایر تشکل‌های دیگر به لحاظ خاستگاه فکری و مبانی نظری اختلاف‌نظری در ارتباط با عدالت ندارند بلکه همه آن‌ها عدالت را به‌عنوان یکی از آرمان‌های تعریف شده در چارچوب نظری گفتمان انقلاب اسلامی می‌دانند و در این گفتمان نیز عدالت با عدالتی که در مارکسیست و لیبرالیسم وجود دارد، متفاوت دارد چرا که مارکسیست‌ها عدالت را برابر طلبی می‌دانند و معتقدند همه افراد باید به‌طور یکسان از ثروت‌های موجود در کشور استفاده کنند در حالی که در گفتمان انقلاب اسلامی عدالت به این معنی است که هر شی و فردی باید در جایگاه خود تعریف شود و الزاماً برابر طلبی نیست لذا در مفهوم جنبش دانشجویی مسلمان با هم اختلاف نظر ندارند.

بهاور: نمی‌توان عدالت‌خواه بود اما دموکراسی خواه نبود

این روزها یک مدل عدالت‌خواهی صدر الساداتی و یک مدل هم از منظر کسانی وجود دارد که عدالت‌خواهی را با مسئله آزادی تحلیل می‌کنند. تحلیل شما در این باره چیست؟
جنبش عدالت‌خواهانه حتماً باید جنبش ضداستبدادی هم باشد؛ نمی‌توان عدالت‌خواه بود اما دموکراسی خواه نبود. هیچ نظام استبدادی، عادلانه نخواهد بود. البته اگر تعریف عدالت را توزیع برابر فقر بدانیم نه ثروت، ممکن بود برخی از نظام‌های کمونیستی عدالت‌خواه به شمار می‌آمدند؛ شاید کل جامعه به صورت برابر فقیر خواهد بود و از رفاه و رشد اقتصادی خبری هم خبری نبود. گرچه کشورهای کمونیستی حتی در توزیع فقر هم عادلانه رفتار نکردند. اعتراض دانشجویی در 16 آذر 32 یک جریان ضد استبدادی بود. جنبش دانشجویی از دل نهضت ملی و در اعتراض به کودتا شکل گرفت. آن روزها مسئله استبداد از استعمار جدا نبود. آن دو، یکدیگر را تقویت می‌کردند. استعمار آمریکا و انگلیس پایه‌های استبداد با تقویت می‌کرد و استبداد هم زمینه‌های نفوذ و سلطه هرچه بیشتر استعمار را. در هر صورت، بیشتر از آنکه بحث فقر و بی‌کاری مطرح باشد، مسئله استبداد و استعمار مطرح بود. مبارزه با فقر از راه مبارزه با استعمار، بعدها متأثر از گفتمان چپ بین‌الملل فراگیر شد. چپ‌ها آزادی و دموکراسی را لوکس و متعلق به بورژوازی می‌دانستند؛ اما بسیاری از جریان‌های سیاسی به‌تدریج متوجه شدند که مسئله اصلی استبداد است و حذف دستگاه استبداد شاه در دستور کار انقلابیون قرار گرفت.

بلوکات: اختلاف‌نظرها درباره مسیرهای تحقق عدالت است

الآن چند دستگی بین جریانات دانشجویی در تحقق عدالت‌خواهی وجود دارد که از جمله آن می‌توان به جریان صدرالساداتی، تشکل‌های اصلاح‌طلب و ... اشاره کرد، نظر شما درباره این تشدد تعاریف چیست؟
آنچه را که الآن می‌بینیم تشدد و اختلاف نظر در این جنبش در ارتباط با مسیرهای تحقق عدالت است و از ابتدای انقلاب نیز بین پیروان خط امام اختلاف نظر وجود دارد و همان نیز چند دیدگاه اصلی در حاکمیت در این خصوص مطرح بود که یک دیدگاه مربوط به هاشمی رفسنجانی و همفکران آن در جریان راست سنتی پیگیری می‌کردند در مقابل افرادی مانند مهدی کروبی و میرحسین موسوی در جریان چپ سنتی پیگیری می‌کردند البته مبانی همه آن‌ها در عدالت‌خواهی یکسان بود ولی مسیرهای تحقق آن با هم متفاوت بود و همین اتفاق در چند سال گذشته تا امروز در جنبش دانشجویی نیز وجود داشته است. به‌طور مثال یک بخشی معتقدند که عدالت‌خواهی جریان دانشجویی به این است که یک مبارزه صریح و عیان و آشکار با مظاهر بی‌عدالتی و فساد داشته باشیم و در این مسیر نیز نباید هیچ‌گونه ملاحظه و مصلحت‌اندیشی و در نظر گرفتن شرایط به معنای متعارف وجود داشته باشد و برخی نگاهشان این است که باید مسئله مبارزه با فساد را مطرح کنند ولو اینکه ممکن است منجر به این شود که بخشی از اعتماد مردم نسبت به حاکمیت سلب شود ولی معتقدند که در نهایت این کار به نفع حکومت است؛ دیدگاه دیگری که در جریان دانشجویی وجود دارد این است که می‌گوید باید شرایط و ملاحظات را در نظر گرفت و نوع پیگیری عدالت نباید به سمتی برود که بسترهای سوءاستفاده دشمنان و جریان اپوزیسیون داخل و خارج را داشته باشد و پیگیری مصداقی مبارزه با فساد وظیفه جنبش دانشجویی نیست بلکه دادگاه‌های صالحه باید این کار را کنند و تنها باید در بحث شاخص‌ها و کلیات عدالت حرکت کنیم.

اختلاف نظر در مسیر تحقق عدالت نیز یکی از ریشه‌های مهم آن به خاطر ناکامی‌های مهمی بود که جریان دانشجویی در مسیر تحقق عدالت از بدو تأسیس دانشگاه تا امروز داشته است. به‌عبارت‌دیگر چون یک تجربه و کارنامه موفقی در بحث عدالت‌خواهی وجود نداشته هر کسی تصور می‌کرد که مسیری که خود و جریانش پیگیری می‌کند، درست است؛ البته در مواردی که بعضاً موفقیت‌هایی وجود داشته و یا در نقطه مقابل شکست‌هایی وجود داشته جریان دانشجویی به اتفاق‌نظر می‌رسد به‌طور مثال اینکه به شکل خاص ایراد اتهامی به یک شخص در ارتباط با مسیر عدالت‌خواهی داشته باشند چون درگذشته منجر به این شد که اعضای تشکل‌های دانشجویی شاکی خصوصی پیداکرده و بازداشت شوند، الآن می‌بینیم که در این مسیر اتفاق‌نظر وجود دارد و تشکل‌ها حواسشان است که اگر در ارتباط با اشخاص حرفی می‌زنند، یا حرف مستدل باشد و در غیر این صورت از رفتن به سمت یک شخص خاص خودداری می‌کنند و این درس‌هایی است که از تجربیات گذشته گرفته‌اند. درکل در بین جریان دانشجویی مسلمان در بحث مسیرهای تحقق عدالت‌خواهی است، چند دستگی وجود دارد و دلیلش نیز عدم وجود الگوی مشخص در این زمینه است.

بهاور: فضای دانشگاه در دهه نود همراه با رکود و بی‌علاقگی بود

طی یک سال اخیر شاهد هستیم برخی از جریانات دانشجویی به مسائل اجتماعی ورود پیداکرده‌اند، ماجرای ده ونک، هفت‌تپه، اعتراضات دی ماه سال 96 درباره مشکلات اقتصادی و... از نمونه‌های آن است؟ به نظر شما چقدر این اعتراضات و حضور دانشجویان در این زمین‌ها می‌تواند مؤثر باشد؟
در هر صورت، درنتیجه سیاست‌های حاکمیتی، فضای دانشگاه‌ها در دهه نود همراه با رکود و بی‌علاقگی دانشجویان به فعالیت‌های سیاسی بود. بخشی از این بی‌علاقگی به حوادث 88 و سرخوردگی دانشجویان از پیامدهای آن جریان بازمی‌گشت. دانشجویان شاید در حال حاضر بیشتر علاقه‌مند باشند تا در حوزه‌های فرهنگی و صنفی فعالیت کنند، یا موضوعات اجتماعی و زیست محیطی را دنبال نمایند.

بحران اقتصادی ناشی از فشارهای داخلی و خارجی به دولت و ناکارآمدی دولت در مواجهه با این بحران‌ها، زمینه‌های اعتراضات اجتماعی را پدید آورده است و دانشجویان که همیشه سعی در طرح صریح و رادیکال مطالبات مردمی داشتند، این بار نیز بلندگوی طبقه فقیر و ضعیف جامعه می‌شوند.

با این حال می‌دانیم که با اینکه مسائل کشور در حال حاضر اقتصادی هستند اما راه‌حل‌های سیاسی دارند. این‌گونه است که حتی اعتراضات اجتماعی و اقتصادی نیز در اندک زمانی رنگ و بوی سیاسی به خود می‌گیرد؛ اما تجربه نشان داده هرچقدر دانشجویان به سمت فعالیت‌های حرفه‌ای سیاسی چه در نقش پوزیسیون و چه در نقش اپوزیسیون کشیده شوند بیشتر دچار آسیب می‌شوند؛ هم به لحاظ روابط فی‌مابین خودشان و هم به لحاظ امنیتی. فعالیت‌های دانشجویی باید در قالب آگاهی بخشی و فعالیت‌های آموزشی و ترویجی حول مسائل اجتماعی و سیاسی باشد و به ارتقای فردی دانشجویان بیانجامد تا برای فعالیت‌های حرفه‌ای‌تر بعد از فارغ‌التحصیلی آمادگی لازم را کسب کند.

البته می‌توان تحلیل دیگری هم از فضای فعالیت تشکل‌های دانشجویی نیز طی دهه‌های مختلف ارائه داد تا انقلاب 57، بخش عمده مبارزات دانشجویی به سمت فعالیت‌های چریکی و مسلحانه تمایل پیدا کرد. بعد از انقلاب و به ویژه پس از انقلاب فرهنگی، انجمن‌های اسلامی به‌عنوان نماینده رسمی حکومت عهده‌دار تثبیت هژمونی ایدئولوژی حاکم در دانشگاه‌ها بودند. این وضعیت تا چند سال پس از درگذشت رهبر فقید انقلاب ادامه داشت اما چون اکثر اعضای انجمن‌های اسلامی و دفتر تحکیم وحدت به چپ اسلامی خط امامی گرایش داشتند، به‌تدریج بافاصله گرفتن این جناح از هسته مرکزی قدرت، آن‌ها نیز در قامت منتقد و مخالف وضعیت موجود ظاهر شدند.

خط امامی‌ها از اواسط دهه 70 با تابلوی جدیدی به نام اصلاحات به صحنه آمدند و منادی آرمان‌های جامعه مدنی، آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و حقوق شهروندی شدند. دفتر تحکیم وحدت نیز که یکی از عوامل اصلی روی کار آمدن سید محمد خاتمی بود، به‌تدریج خود را پرچم‌دار دموکراسی خواهی و مطالبات آزادی خواهانه معرفی کردند.

با رادیکال‌تر شدن اعتراضات دانشجویی و برخوردهای امنیتی با دانشجویان، از نیمه دهه 80 فضای رخوت و سکوت بر دانشگاه‌ها حاکم شد و به غیر از تشکل‌های رسمی وابسته به نهادهای حکومتی، فعالیت چندانی در عرصه دانشگاه‌ها دیده نمی‌شد. این فضا از سال 88 وخیم‌تر شد و تا سال 92 ادامه داشت. با روی کار آمدن دولت حسن روحانی، گشایش اندکی درفضای دانشگاهی به وجود آمد و تشکل‌های دانشجویی مجدداً مجوز فعالیت گرفتند؛ اما هرگز وضعیت دانشگاه‌ها به حالت قبل برنگشت. همچنان سایه سنگین برخوردهای امنیتی بر سر دانشجویان باقی ماند و از طرفی صدور مجوز به انواع تشکل‌های دانشجویی و وجود تکثر و تنوع بسیار تشکل‌ها، هم موجب از بین رفتن انسجام حرکت‌های فراگیر جنبشی شد و هم با تقسیم منابع انسانی، مادی و معنوی بین افراد و گروه‌های متعدد، انبوهی از تشکل‌های کوچک و ضعیف پدید آمد. این آزادی نسبی در دانشگاه‌ها شاید خود به‌نوعی سیاستی کنترلی بود.

بلوکات: در طول 10 سال اخیر جنبش دانشجویی نداشته‌ایم

آقای بلوکات، اگر جریانات دانشجویی به مسائل اجتماعی روز ورود کرده‌اند، می‌تواند تأثیرگذار باشد؟
در ابتدا برای پاسخ به این سؤال باید بگویم که بین جریان دانشجویی و تشکل دانشجویی تفاوت وجود دارد و این‌ها دو ساختار و دو کارکرد متفاوت است و الزاماً جریان دانشجویی همان تشکل‌های دانشجویی نیستند البته بعضاً تشکل‌ها توانسته‌اند یک جریان دانشجویی را ایجاد کنند ولی در بسیاری از موارد نیز این‌گونه نبوده است. به‌طور مثال پیوستن عموم دانشجویان به جریان منتهی به پیروزی انقلاب در سال 57 را می‌توان جریان دانشجویی دانست و یا در سال‌های 59 تا 67 نحوه ورود دانشجویان به جبهه‌ها را به‌عنوان یک جریان عمومی می‌بینیم اما اینکه ما یکسری تشکل‌های دانشجویی داریم و بخواهیم اسم آها را جریان دانشجویی بگذاریم، این‌گونه نیست. بلکه هرجایی که تشکل‌های دانشجویی نتوانسته‌اند در راستای آرمان‌های خود یک حرکت عمومی را در میان دانشجویی ایجاد کنند دیگر اسم آن‌ها را در آن مقطع نمی‌توانیم جنبش دانشجویی بگذاریم ازاین‌رو در سال‌های اخیر و به‌خصوص در طول 10 سال اخیر ما جنبش دانشجویی نداریم البته تشکل‌های دانشجویی داشتیم ولی اینکه آن‌ها بتوانند با فعالیت‌های خود فضای دانشجویی کشور را به‌گونه‌ای اغنا کنند صرف نظر از اینکه آن مسیر در راستای انقلاب اسلامی بوده یا خیر و در نهایت منجر به حرکت دانشجویان شوند، هیچ کدام از تشکل‌ها موفق نبوده‌اند البته بررسی این موضوع خود بحث دیگری است.

الآن تشکل‌ها فعالیت می‌کنند و دفاتر مختلفی نیز در دانشگاه‌ها دارند و اعضای بسیار خوبی نیز در بین آن‌ها وجود دارد اما بنا به دلایلی که بخشی از آن به خود تشکل‌ها برمی‌گردد و بخشی نیز مربوط به عوامل اجتماعی و بین‌المللی و تاریخی است، نتوانسته‌اند منجر به جنبش دانشجویی شوند. درباره مسائل روز مثل هفت‌تپه، گرانی‌ها و آسیب‌های اجتماعی نیز باید بگویم که جریان دانشجویی در این موضوعات ورود نکرده‌اند بلکه تشکل‌های دانشجویی بوده‌اند اما ورود تشکل‌ها به این موضوعات به نظر بنده بسیار مهم بوده و یکی از حلقه‌های مفقوده سال‌های گذشته نیز بوده است چرا که اساساً یکی از فلسفه‌های وجود تشکل‌های دانشجویی این است که زبان گویای مردم و مطالبه گر مردم برای حل مشکلات کشور است و این موضوع تنها مختص ایران نیست بلکه در سال‌های اخیر در کشورهای دیگر نیز صدق می‌کند و مردم یکسری مشکلات را دارند و ممکن است سماجت و توان کارشناسی برای به سرانجام رساندن مشکلات را نداشته باشند و تشکل‌های دانشجویی نیز این موضوع را به خوبی درک کرده‌اند.

معتقدم هر اندازه که تشکل‌های دانشجویی به شکل متعارف وارد بازی‌های سیاسی نشوند و اگر هم دغدغه‌های سیاسی دارند، دغدغه‌هایشان از جنس مردم و پیگیری مطالبات مردم در عرصه سیاست باشد، توانسته‌اند به وظیفه تاریخی و دینی و انقلابی خود به شکل بهتر عمل کرده‌اند و هم نتیجه بهتری نیز در عرصه میدانی خواهند گرفت. وقتی مردم می‌بینند تشکل‌های دانشجویی دغدغه مردم دارند که نمونه آن را در زلزله کرمانشاه می‌بینیم زمانی که یک گره سیاسی نیز ایجاد می‌شود، آن زمان مردم حرف‌های آن تشکل دانشجویی را نیز گوش خواهند داد. به‌عبارت‌دیگر صرف نظر از تکلیف دینی و انقلابی در حمایت از مردم و حضور در عرصه‌های اجتماعی که خودش یکی از فلسفه‌های وجودی تشکل‌های دانشجویی است، آن‌ها اگر بخواهند پشتوانه اجتماعی خود را بالا ببرند حتماً مسیر درست آن حضور در عرصه‌های اجتماعی است نه ارتباط با لابی‌های قدرت و ثروت در حالی که متأسفانه در برخی از سال‌ها تشکل‌های دانشجویی تحت عناوینی با لابی‌های قدرت و ثروت گره خوردند و بدون تعارف دولت خاتمی و اتفاق دوم خرداد 76 نیز در این مسئله بسیار مؤثر بود و دولت اصلاحات و مدیران این دولت به دلیل اینکه از بدنه دانشجویی یارگیری کردند و از بدنه دانشجویی و تشکل‌های همسوی آن زمان به‌عنوان ابزاری برای کسب قدرت و جایگزین احزاب سیاسی استفاده کردند این موضوع تا چند سال تبدیل به یک بیماری شد که تشکل‌های دانشجویی ارتباط با مدیران و اصحاب قدرت را به‌عنوان دستور کار اولیه خود قرار دادند و همین مسئله باعث شد تا در مقطعی از مردم دور شوند البته این ایراد را جریان دوم خرداد و حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شروع کرد اما ادامه دهنده آن تنها مختص جریانات اصلاح‌طلب نبود و متأسفانه جریان دانشجویی که به لحاظ فکری نزدیک به اصولگرایی بود نیز درگیر این بیماری شد اما در این سال‌های اخیر بازگشت به خویشتن در تشکل‌های دانشجویی ایجاد شده و آن هم رفتن به سمت مردم است.

معتقدم یکی از داروهای شفابخش مشکلات تشکل‌های دانشجویی و جنبش دانشجویی روی آوردن به حل مشکلات مردم و مسائل اجتماعی است که اگر این مسیر ادامه پیدا کند و تنبلی و سست شدن اراده‌ها ایجاد نشود چشم‌انداز روشنی را فعالیت‌های تشکل‌های دانشجویی و جنبش دانشجویی در کشور خواهیم داشت.

منبع: هفته نامه دانشجویان

نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
1397/09/16 - 22:02

دموکراسی خودش بزرگترین بی عدالتی است. چرا که در آن رای یک مرجع تقلید با رای یک چاقوکش عرقخور برابر است.
معرفی کسب و کارها
واکاوی راهبردی سیره حسنی؛ از همراهی امام حسین (ع) تا زمان‌بندی الهی شهادت
پیام انتصاب رضایی و فرماندهان
اثر جدید کمال شرف، کاریکاتوریست یمنی
اعتراض خبرنگاران آمریکایی به «طعمه‌شدن» در پی ترس ترامپ از ایران
شب رحلت پیامبر(ص) و شهادت امام حسن(ع) در حرم رضوی +عکس
مصمم به افزایش تجارت با پاکستان به ده میلیارد دلار هستیم
دلیل تلاش عربستان برای منصرف کردن ترامپ از حمله به ایران
سردار نقدی: همه تسلیحات نظامی ما امروز بومی هستند
اسکان زائران بارگاه منور رضوی در دهه آخر صفر +عکس
عزیزی: مقاومت ایران معادلات دشمن را برهم زد
کشتی حامل تجهیزات نظامی سعودی در باب‌المندب هدف قرار گرفت
سردار محبی: آمریکا حتی یک شناور جنگی هم در خلیج فارس ندارد
انفجار شدید در جنوب لبنان؛ اسرائیل بار دیگر آتش‌بس را نقض کرد
سخنگوی ارتش یمن: مواضع و انبارهای تسلیحاتی عربستان را هدف قرار دادیم
رفع منع حضور خداداد عزیزی در بازی نخست تراکتور
دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار میزبان نخبگان جهان
آغاز رسمی جذب محققان «پسادکتری فناوری»
برج فناوری؛ زیرساختی برای اتصال اکوسیستم واکسن ایران به جهان
هشدار لیبی در خصوص توقف فعالیت پالایشگاه زاویه
نگاهی به نگاره «شهید» محمود فرشچیان
خودکشی نظامی ارتش رژیم صهیونیستی در آمریکا
اعلام جزئیات برگزاری و نحوه‌ دریافت کارت‌ شرکت در کنکور و پذیرش دانشجو-معلم
سهمیه مناطق جنگی در آزمون ارشد علوم پزشکی اعلام شد
مهلت ثبت‌نام آزمون‌های خارج از کشور علوم پزشکی تمدید شد
برگزاری آزمون سراسری با حضور ۴۸۷ داوطلب در اردستان
دانشگاه‌های بحران‌زده انگلیس در تیررس سرمایه‌گذاران اروپایی
کدام مقالات علمی بیشترین نقش را در ثبت اختراعات داشته‌اند؟
سرپرست صندوق رفاه دانشجویان تغییر کرد
پیوند میان دانشگاه و محیط‌زیست از مسیر انجمن‌های علمی تقویت می‌شود
اعلام زمان ثبت‌نام فراخوان جذب اعضای هیئت‌علمی پیمانی وزارت بهداشت
شکست سنگین دانشگاه کمبریج مقابل استاد افشاگر
انتشار فراخوان پیش‌ثبت‌نام طرح ملی «کیمیا»؛ شبکه ملی توانمندسازی فعالان فرهنگی و هنری دانشگاه‌ها
منتظری: مناظره دانشجویی قدرت تحلیل در جنگ شناختی را تقویت می‌کند
تسهیلات دانشجویان علوم پزشکی ۱۵ درصد افزایش یافت
مهلت ثبت‌نام آزمون‌های خارج از کشور علوم پزشکی تمدید شد
مناظره دانشجویی؛ بستری برای رشد و پختگی دانشجویان
سهمیه مناطق جنگی در آزمون ارشد علوم پزشکی اعلام شد
مجوز ۵ رشته تحصیلی جدید در دانشگاه ایلام صادر شد
محرومیت ۱۰ ساله ۳ داوطلب متخلف آزمون دستیاری ۱۴۰۵
۸۰ روز تا کنکور ارشد وزارت بهداشت؛ یا قبول می‌شی یا نه!
نتایج آزمون ورودی پایه دهم مدارس نمونه دولتی و تکمیل ظرفیت سمپاد اعلام شد
تاکید وزیر علوم بر مشورت با شوراهای صنفی در اجرای طرح تغذیه دانشجویان
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top